حالم گرفتس برای داییم,خیلی ناراحت بود وقتی خواستیم بریم خونه,مدارکشو بهم داد گفت برای وام بپرس از اهواز,شیطون کارت ملیش رو هم بهم داد که بتونه بیاد اهواز چون بچه هاش میگن نرو و بذار تدی خنکی برو ولی با کارت ملی دادنش ی کاری کرد ک بتونه بیاد,خیلی خوشحالم ک هر چی زودتر میبینمش...