صبح بلند شدم رفتم جزوه ها رو دادم ب فرزین و کپی گرفت اونم جزوه هاشو اورد من کپی گرفتم.کمی انتشاراتی شلوغ بود و معطل شدیم.الان دیگه با خیال راحت میتونم برنامه ریزی کنم و بخونم.این روزا خیلی خسته شدم از بس رکورد گوش دادم و نوشتم و مجددا پاکنویسکردم. همین نیم ساعت پیش ک از هم خداحافظی کردیم.الان توی راهم و دارم برمیگردم خونه.امروز کلا خیلی توی خودمم و دمقم.خسته ام روحیم خستس خیلی...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶ ساعت 12:37 توسط اشکان
|