مامی و داداشی رفتن مراسم عزاداری، ایشالا ک هیچ کس اینجور جاها نره، من و بابا خونه ایم. منم ک ماشالا سحر خیززززززززززز... صبح ک از خواب بیدار شدم سه ساعتی تقریبا کتاب خوندم تا الان، الانم ک  دیگه وقت غذاست، تصمیم گرفتم ک ی ماکارونی خوشمزه درست کنم اخه خیلی دلمون هوس ماکارونی کرده، من برم ماکارونی رو درست کنم و زود میام...فعلا...