وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتم

چه‌ها که داشتم

خودم را داشتم که قدم می‌زدم

کیف می‌کردم

می‌رفتم ورق بازی می‌کردم

حاکم می‌شدم

وَ دل را

حکم می‌کردم

وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتم

شب‌ها زود می‌خوابیدم

وَ خوابت را زود می‌دیدم

وَ کَله‌سَحر بیدار می‌‌شدم وُ

از پنجره تو را می‌دیدم

وَ دیدَنِ تو را زنده‌گی داشتم

وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتم

چه‌ها که داشتم

تو را داشتم که کنارم بودی

زیبا می‌شدی ، لوس می‌شدی

دیده می‌شدم

هر روز به‌من می‌رسیدی وُ

گُلِ من می‌شدی

وَ فکر کن

اگر تو را دوست نداشتم

این فکرها را هم نداشتم


((افشین صالحی))