مامانم رفته خرید با داداشم.الان بهم زنگ زدن که تو هم بیا باهامون چون من نرفتم و توی خونه موندم.الان باید بلند شم و لباس بپوشمو برم پیششون با اینکه واقعا زیاد تمایلی به بیرون رفتن ندارم ولی خب دلم نمیاد که بهشون جواب منفی بدم,اونا به ذوق من زنگ زدن,منم با انگیزه ی اونا میرم که بهشون خوش بگذره...من رفتم,شب که برگشتم چند تا شعر از شعر رو باید بنویسم...