کبکی به دهن گرفت موری   
می‌کرد بر آن ضعیف زوری  
زد قهقهه مور بیکرانی   
کی کبک تو این چنین ندانی  
شد کبک دری ز قهقهه سست   
کاین پیشه من نه پیشه تست  
چون قهقهه کرد کبک حالی   
منقار زمور کرد خالی  
هر قهقهه کاین چنین زند مرد   
شک نه که شکوه ازو شود فرد  
خنده که نه در مقام خویش است   
در خورد هزار گریه بیش است... نظامی