غم هاتو بزار از کنارم برو ، سراسر غرور و غم و غربت تلاش تو بی فایدس قبل تو ، زمونه به زانو درآوردتم تو محتاج یک لحظه آرامشی ، دیگه خستگی هاتو هاشا نکن میخوام عمر این لحضه ها کم نشه ، برو این غروب و تماشا نکن نمیزارم از بودنم خسته شی ، بیا این تو این جاده پاشو برو اگه ریشه هام پیرو کهنه است ولی ، نمیزارم از هم بپاشه تو رو نزار این زمونه شکستت بده ، نمیخوام که تسلیم تقدیر شی منو مرگ من سرونشت منه ، نمیخوام که پای دلم پیر شی یه جور از کنارم برو تا بگن ، بگن یارت از سنگ و دل نداشت تشکر نکن بابت رفتنت ، برو این فداکاری قابل نداشت