یه قمه است.

ایناهاش!

اما ازش نترسین. باهاش دو هزار تا، دویست هزار تا… گردو شکستم!

اما یه خون تا حالا نریخته. شغل خودشو نمی‌دونه. شغل قمه دروندنه. اما قمه منِ خیابونی همینه.

ما دو تا عین همیم. هر دو با هم بی‌عرضه و خوشگل! با هم عین سیاوش!

پ.ن: این دیالوگ فیلم خیلی زیباست...