دوری؛سردی؛غم انگیزی
نزدیکم؛گرمم؛غم انگیزم
نیایی بهتر است که تحمل این حجم از سرمایت را ندارم؛بیایم بهتر است تا گرم کنم آغوشت را در سرمای زمستانیت؛باشی خوب است؛نباشم خوب نیست؛عاشقانه هایم در این فصل سرد هوای گرم به خود نمیگرد؛سرمایت عشق مرا به تاراج برده و دارد مرا منجمد میکند؛در چشم زدنی بهم؛در یک لحظه؛این عشق به تاراج رفته نباشد بهتر است؛باشم بهتر است؛نباشی بهتر است؛فهمیدنم زشت و نفهمیدنت زیباست...

 

بداهه
از مجموعه ی بداهه ها
اشکان.سح