شبیه تو پرنده ای که میرود به سمت خورشید

شبیه من ترانه ای میان شعله های تردید

نشسته ام به انزوا به رنگ و بوی بی پناهی

به خلوتم نمیرسد حضور روشن پگاهی

.

.

.

بخوان که با صدای تو جوانه میزند سرودم

حریق افرینشی به هیزم تر نبودم

من ایستگاه اخرم...