شبیه تو پرنده ای که میرود به سمت خورشید
شبیه من ترانه ای میان شعله های تردید
نشسته ام به انزوا به رنگ و بوی بی پناهی
به خلوتم نمیرسد حضور روشن پگاهی
.
.
.
بخوان که با صدای تو جوانه میزند سرودم
حریق افرینشی به هیزم تر نبودم
من ایستگاه اخرم...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵ ساعت 1:58 توسط اشکان
|