در پر همهمه ترین 

نقطه این شهر

یک جفت چشم آشنا را می بینم

 می ایستم 

و معطوف آن میشم

غرق در آن قهوه ای بی انتها

بین خودمان باشد 

ولی من هنوز هم دوستش دارم....


فرانک میرپنهان