در نبودنهایت بودنت را و در بودنهایت نبودنت را باور دارم,تو برای من طلسم شده ای و خود نمیدانی,این طلسم کی میشکند و از شیشه های درونش عشق جاری میشود,عشقی به برندگی شیشه و لطافت و شکنندگی آن...

 

بداهه

 

اشکان