عبرت
هجوم تو و قلبی پراکنده از خاطرات,منی چون خسته و درمانده از خستگی های پنهان خاطراتت,تویی و خیالی آسوده از هر چه که بر من گذشت,تو میگویی گذشته ها گذشته,اما من نه,تفاوت من و تو در همین است که تو در گذشته نیستی و من در گذشته,تو ذهن آینده نگری نیز نداری,اما من آینده ی این تلخی را میبینم,آینده ای که نصیب یکی از ماست و یا هر دوی ما,آینده ی بد ما از گذشته ی تلخ ما بدتر خواهد بود اگر راه درمانش را ندانیم,چاره چیست؟اینست که از تلخی های گذشته عبرت بگیریم...
بداهه
اشکان
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت 18:47 توسط اشکان
|