صدایی دوباره
در این آشفته بازار قلبم صدایت به گوش میرسد و می آیی,می آیی آرامم کنی,تا وجودت مرهمی باشد بر این قلب آشفته ام,صدای آمدنت را میشنوم,صدای قدمهایت در ذهنم دور است اما در قلبم نزدیک,وقتی تصور میکنم صدای قدمهایت را دچار اندوه نبودنت میشوم و فکر میکنم شاید هیچوقت نباشی,بیا و این قلب ویرانه ام را کمی آرام کن,بیا و با نفست به من صدایی دوباره بده...
بداهه
اشکان
+ نوشته شده در سه شنبه ۵ تیر ۱۳۹۷ ساعت 2:5 توسط اشکان
|