داشتم کلیپهایی از فیلمهای مورد علاقه ام رو میدیدم.دوست دارم برم سینما بعد از ظهر اگه بشه و یک فیلم رو ببینم.مادرم رو باید ببرم فیزیوتراپی و راهیش کنم و بعد اگه برنامم اوکی شد برم سینما.خداروشکر مامانم حالش بهتره و داره رو به بهبودی بیشتر میره.منم خیلی خوشحالم.سفرم رو فعلا به تعویق انداختم تا از اوکی بودن حالش مطمئن بشم و بعد برم و اگه دوست داشت بیاد با هم بریم...انشاالله بعد از دفاع از پایان نامه و اتمام درسم میرم خدمت و بعدش به دنبال کار خواهم رفت.اگه خدا بخواد یه کار جدید هم با شرایط نسبتا خوب دارم پیدا میکنم که چند ساعت بیشتر نیست و میتونم کارهای پایان نامه ام رو در کنار کارم پیش ببرم.مطمئنم روزی همه چی درست میشه.به خودم و اینده ای زیبا ایمان دارم.شاید الان همه چیز طبق میلم نباشه و پیش نره ولی روزی این وعده به حقیقت خواهد نشست.تردید ندارم.دوستم ازم یه بار پرسید که یکی از بهترین ارزوهات و دوست داشتنی ترین چیزها برات چیه گفتم بهش که شادی افراد دور و ورم.وقتی اونا رو شاد میبینم پر از انرژی میشم و شادتر...خدایا دل ادمایی ک نیت و قصد خوبی دارن رو شاد کن و براشون بهترینها رو رقم بزن...توی این چند روز معده ام به شدت اذیت بود که میخواستم برم دکتر و مادرم گفت بگذار برو شیراز یا اصفهان دکتر.یه کم دیگه صبر کن.انشاالله باید در اولین فرصت برم دکتر.یه قرصی رو یکی از دوستانم بهم معرفی کرده و گفت بخوری خیلی ارومت میکنه.بهترین زمان مصرفش قبل از صبحونس از امروز شروع کردم که حالت تهوع و درد معده ام رو خیلی کم کرده و الان خیلی ارومترم.دیشب شام نخوردم و خوابیدم تا شاید کمتر چیزی رو حس کنم ولی حالت تهوع و درد همراه با تیر ولم نمیکرد.جوری تیر میکشه ک قلبم هم تیر میکشه و خیلی اذیت کرد.باید از دوستم بپرسم که میشه روزی دو تا ازش مصرف کرد چون تا 40 میل موردی نداره.رشتش علوم ازمایشگاهیه و نسخه پیچ خوبیه.اصلا نباید به درد معده فکر کنی و دامن بهش بزنی چون اگه توی فکرش رفتی ازارش بیشتر میشه.من برم قسمتهایی از یه سری از فیلمهایی که باهاشون خاطره دارم و دلم براشون تنگ شده رو ببینم...😊