مهمون ناخواسته...
امان از دست این گرد و غبار,این مهمون ناخواسته ای که چند ساله مهمون ما خوزستانی ها شده و الان فکر میکنم حدود دوازده سالی باشه که از عمرش میگذره.اولین باری که گرد و غبار رو دیدم کلاس پنجم دبستان بودم,سال 82,نزدیک به اخرای سال بود,بهمن یا اسفند,از اون به بعد هم زیاد ایشونو ملاقات کردم...امیدوارم که این مساله حل بشه و هوایی پاک داشته باشیم...درود بر همه ی کارگران شریف و همه ی کسانی که برای دراوردن مخارج زندگی خود و خانواده ی خود در این شرایط به کار و فعالیت میپردازند.دستشان را میبوسم.زبان و دستم در توصیف این عزیزان واقعا ناتوانه...
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۴ ساعت 2:48 توسط اشکان
|