از اوریانا فالاچی

عزیز تنهای من! حالا می‌فهمی که فکر کردن یعنی رنج بردن و دانستن یعنی بدبختی!

از نزار قبانی

می‌بوسمت

بدون سانسور

و می‌گذارمت تیتر درشت روزنامه

آنجا که حروفش را بی پروا چیده اند

وخبرهایش را محافظه کارانه

و من همیشه

زندگی را آسان گرفته ام

عشق را سخت

به بهانه ی قرمز

فیلم خوبی بود و ۲۷ سال از تاریخ اکران اون در سینماها گذشت...(۱۳ مرداد ۱۳۷۸)

از سعدی

ای روی تو راحت دل من

چشم تو چراغ منزل من

آبیست محبت تو گویی

کآمیخته‌اند با گل من

شعری از محمود درویش

پیشانی‌ ات وطن من است

به من گوش کن

و چون علفی هرز پشت این نرده‌ها رهایم نکن

همچون کبوتری در کوچ

مرا وا نگذار

همچون ماه تیره روز

و بسان ستاره‌ای دریوزه

در میان شاخسار

مرا با اندوهم رها نکن،

زندانی‌ام کن با دستی که آفتاب می‌ریزد

بر دریچه‌ی زندانم

بازگرد تا بسوزانی‌ام،اگر مشتاق منی،

مشتاق من با سنگ‌هایم، با درخت‌های زیتونم،

با پنجره‌هایم… با گِلم

وطنم پیشانی توست

صدایم را بشنو و تنها رهایم نکن

ساعت هفت شروع پیاده روی

کمتر از یک ساعت و نیم دیگه میرم کمی پیاده روی

امیدوارم خوب باشه...

از غاده السلمان

جهان پیشینم را انکار می‌کنم

جهان تازه‌ام را دوست نمی‌دارم

پس گریزگاه کجاست؟

اگر چشمانت سرنوشت من نباشد

پ.ن:چقدر زیباست از نظرم این شعر...

غریبانه

توی اکسپلور اینستاگرامم سکانسی از فیلم سینمایی غریبانه برام اومد بالا و از اونجایی که این فیلم رو خیلی دوست دارم این هم شد یک پست...

فیلم زیبایی بود و هست

زمانی که ساز دهنی میزنه اون زن

زمانی که قطره های خون همسرش رو که سرطان داره و خشک شده رو با دست لمس میکنه...

اونجا نشون میده که عشق در وجودش رخنه کرده

و یه جایی بعدا که میگه منم دوست دارم سوار چرخ و فلک بشم اما بچه که بودم پدرم میترسید بیفتم و صدمه ببینم...

و اون مرد بهش میگه با هم سوار میشیم...

پ.ن:عشق آروم میکنه؛منیت و غرور بیجا رو‌ میخشکونه...وفادارت می‌کنه و شاید همیشه نگران ولی ارزشمنده خیلی...

محیا فیلمی دوست داشتنی

داداشم یه پست خوب از این فیلم توی اینستاگرامش گذاشته و من دیدم و از اونجایی که این فیلم رو خیلی دوست دارم خواستم بگم که این فیلم هنوز هم برام تازه و نو هست...

فیلمی که خیلی قشنگه و عاشقانه...

در سینما برای اولین بار این فیلم رو دیدم...چقدر فیلمها خوب بودن و سینما و فیلم دیدن و حس های خوب زیاد بود...

این فیلم فیلم خیلی خوبیه...

از مولانا

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و دل داند و من

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من

تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

.

.

.

.

.

پ.ن:تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من!!!!!.....